نمایش محتوا

جهت استفاده از خدمات پرتال، به خصوص ثبت نظرات و رای به مطالب می بایست عضو پرتال شوید. برای عضویت از لینک زیر استفاده نمایید.

ورود  عضویت

ارسال نظرات
ارسال نظرات و پیشنهادات

در صورت تمایل، اطلاعات تماس خود را جهت ارسال نظرات وارد نمایید.

captcha
متن موجود در تصویر را وارد کنید
نقد شبهات
شیعه می گوید که هزاران صحابی در واقعه غدیر حضور داشته اند و حتی سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را شنیده اند پس چرا هیچ کدام از ایشان نسبت به حدیث غدیر به ابابکر تذکر ندادند و به او نگفتند که چرا خلافت علی (علیه السلام) را غصب می کنی پس معلوم می شود شیعه دروغ می گوید.

جواب 

شاید هیچ یک از علمای دینی گمان نمی کردند زمانی برسد که عده ای حدیث غدیر را انکار کرده و با چنین استدلال پوچی آن را تکذیب کنند.
در واقعه ی ماجرای غدیر هیچ جایی برای تشکیک نیست، زیرا راویان زیادی چه از شیعه و چه از اهل سنت این واقعه را به طور متواتر نقل کرده اند که در صورت تمایل می توانند به کتاب ثمین و گرانسنگ الغدیر تالیف علامه امینی (نور الله مضجعه) مراجعه کنید. اما درباره اینکه چرا اصحاب هیچ یک متذکر این بیعت و این رخداد مهم به غاصبین حق امام علی (علیه السلام) نشدند، باید به دو نکته توجه کافی نمود.
اولا : پس از اثبات وقوع اصل غدیر و اعلان عمومی خلافت بلا فصل حضرت ابوالحسن المرتضی (علیه السلام) نمی توان به خاطر علاقه به اصحاب و یا بعضی از خلفاء ایراد گرفت که چرا ایشان این واقعه مهم را کتمان کرده اند ؟ زیرا با وجود اثبات غدیر کتمان کنندگان آن هر کس که بوده اند مشمول آیات کتمان حق شده و معصیت کرده اند و نمی توان گفت که ایشان در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چه مجاهدت هایی که نکرده و چه اموالی را در راه خدا خرج نکرده و چه جان هایی که فدا نکرده اند زیرا که خدای متعال افراد زیادی را در قرآن کریم نام می برد که مدت مدیدی از عمرشان را به عبادت و صلاح گذرانده اند ولی در نهایت به کفر از دنیا رفته اند به عنوان مثال به داستان بلعم با عورا که در سوره اعراف آیات 170 تا 177 بدان اشاره شده است، رجوع کرده تا حکم کنید که ملاک،حال افراد است نه گذشته ایشان و در حقیقت اشکالی که شیعه به اصحاب می گیرد همین است که با وجود نقل متواتر حدیث غدیر چرا ایشان به این حدیث مهم عمل نکرده و در مقابل ظلم سکوت پیشه کرده اند.
ثانیا : عده زیادی از اصحاب خاص رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) که درباره ایشان فضایل زیادی ذکر شده است به ماجرای سقیفه اعتراض کرده و غیر از یاد آوری حدیث غدیر و دیگر نصوص وارده درباره خلافت حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام)، تا حد توان از بیعت با خلفاء خود داری کرده اند و این در منابع معتبر اهل سنت مانند الامامه و السیاسه و صفحات 8 و 12 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی حنفی جلد 2 صفحه 56، تاریخ طبری جلد 2 صفحه 198 منابع دیگر موجود است.


تذکر عده ای از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نسبت به حدیث اعلای غدیر :
حضرت علی (علیه السلام) :
1-ابن مغازلی از اعلام اهل سنت که در قرن پنجم می زیسته در کتاب مناقب آورده است که حضرت علی (علیه السلام) در روز شوری به جمعی که حاضر بودند فرمودند : امروز با چیزی به شما اقامه حجت می کنیم که هیچ عرب و عجمی از شما نتواند آن را تغییر دهد و سپس یکی یکی فضائل خویش را شمردند تا رسید به اینجا که فرمودند : فاندکم بالله هل فیکم احد قال له رسول الله (صلی الله علیه و آله) «من کنت مولاه فعلی مولاه الهم و ال من والاه و عاد من عاداه لبیلغ الشاهد منکم الغائب »غیری ؟ قالو : اللهم لا ! (مناقب ابن مغازلی حدیث 155، صفحه 112)
شما را به خدا قسم آیا در بین شما کسی جز من هست که پیامبر درباره ی او فرموده باشند: «هر کس من مولای اویم پس علی مولای اوست، خدایت هر کس که دوست دار علی است دوست بدار و با دشمن او دشمن باش، این را هر کس که اینجاست به کسانی که غایبند برساند ؟همگی گفتند که نه جز تو کسی به چنین افتخاری نرسیده است.
2-پس از انکار خلافت ابابکر و رد ادعای او و احتجاج بر فضیلت خویش مردی از انصار به ایشان عرض کرد: یا ابا الحسن لو کان هذا الکلام سمعته منک الانصار قبل بیعتا لابی بکر ما اختلف فیک اثنان.
یعنی اگر انصار این سخنان را قبل از اینکه با ابابکر بیعت کنند از شما شنیده بودند حتی دو نفر درباره شما اختلاف نمی کردند. (او در پی توجیه عملکرد خویش بود با این حال امام علی (علیه السلام) جواب او را دادند )و فرمودند : فقال علی (علیه السلام)...لا علمت ان رسول الله (صلی الله علیه و آله) ترک یوم غدیر خم لاحد حجه و لا لقائل مقالا فانشد الله...

باور نمی کنم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در روز غدیر برای کسی عذر و بهانه و حرفی باقی گذاشته باشد. پس شما را قسم می دهم به خداوند که هر کس در روز غدیر حضور داشته و این سخن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را که فرموده : (من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله) را شنیده از جایش بر خیزد.
زید بن ارقم می گوید : از میان ایشان دوازده نفر بر خاستند که همه از بدریون بوده و همگی بر این مطلب گواهی دادند، من نیز این حدیث را از پیامبر (صلی الله علیه و آله) شنیده بودم ولی آن روز کتمان کردم.
و به همین جهت به نفرین علی (علیه السلام) دو چشمم نابینا شد.
در نهایت عمر از خوف تمایل مردم به حضرت علی (علیه السلام) مجلس را منحل و با بددهنی به امام متقین و یعسوب دین علی بن ابیطالب (علیه السلام) جلسه را پایان داد (احتجاج طبرسی 1/167)
 

حضرت صدیقه طاهره صلوات الله علیها پاره تن پیامبر (ص) :
1-محمود بن لبید در حدیثی طولانی می گوید که از حضرت زهرا (سلام الله علیها ) پرسیدم هل (نص رسول الله (صلی الله علیه و اله )قبل وفاته علی علی (علیه السلام) بالامامه ؟) آیا پیامبر (صلی الله علیه و آله) قبل از رحلت خویش نصی بر امامت علی (علیه السلام) فرموده اند ؟
قالت: اعجباه انسیتم یوم غدیر خم ؟ مایه تعجب است آیا روز غدیر خم را فراموش کرده اید ؟ (عوالم المعارف 1 / 228به نقل از کتاب فاطمه الزهرا سلام الله علیها بهجه قلب مصطفی صلی الله علیه و آله/ ص 281)
کسی ایراد نگیرد که چگونه مردم از کنار این واقعه مهم با بی توجهی گذشته و گویا آن را فراموش کرده اند ؟ زیرا چیزهای مهمتر از آن را نیز به باد فراموشی داده و می دهند: ( و لا تکونو ا کالذین نسوالله فانسیهم انفسهم (حشر/19)فراموشی خدا و خویشتن. و گویا حقیقتا ایشان مردگانی بودند که انک لا تسمع الموتی(نمل /80).
2- زمانی که فدک را از سیده نساء عالمیان غصب کردند حضرت فاطمه طاهره (سلام الله علیها) خطبه ای فرمودند که در نهایت، انصار به سخن در آمده و گفتند:
ای دختر محمد(صلی الله علیه و آله) اگر ما این کلام را پیش از اینکه با ابابکر بیعت کنیم از شما شنیده بودیم هیچ کس را بر علی مقدم نمی انداختیم و به دیگری میل پیدا نمی کردیم.
فقالت : و هل ترک ابی یوم غدیر خم عذری باقی گذاشت ؟؟؟ (الخصال 1 / 173به نقل از کتاب فاطمه الزهرا علیها السلام بهجه قلب المصطفی صلی الله علیه و آله، ص300)
3- در روزی که عمر به همراه عده ای به خانه حضرت فاطمه طاهره (سلام الله علیها) حمله کرده و قصد سوزاندن آن را داشتند حضرت صدیقه اطهر (سلام الله علیها ) به پشت در آمده و فرمودند: کانکم لم تعلموا ما قال یوم غدیر خم و الله لقد عقد له یومئذ الولاء لیقطع منکم بذالک منها الرجاء و لکنکم قطعتم الاسباب بینکم و بین نبیکم و الله حسیب بیننا و بینکم فی الدنیا و الاخره. 
گویا شما هیچ اطلاعی از فرمایش پیامبر در روز غدیر خم نداشتند به خدا قسم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در همان روز آن چنان امر ولایت را برای علی (علیه السلام) محکم ساخت که جای هیچ طمع و امیدی برای شما باقی نگذاشت ولی شما آن را رعایت نکرده و هر رابطه ای را با پیامبرتان قطع نمودید. البته خداوند متعال میان ما و شما حکم خواهد فرمود.


اصحاب راستین رسول خدا (ص) 
ابان بن تغلب به امام صادق (علیه السلام) عرض کرد: آیا در بین اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله) کسی درباره غصب مقام خلافت و جانشینی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با ابابکر مخالفت کرد ؟
حضرت فرمودند: آری، دوازده نفر از صحابه با او مخالفت کردند. از مهاجرین: خالد بن سعید بن العاص که اموی بود، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، مقداد بن اسود، عمار بن یاسر، بریده اسلمی.
و از انصار: ابو الهیثم بن تیهان، سهل و عثمان پسران حنیف، خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین، ابی بن کعب و ابو ایوب انصاری.
ایشان درنظر داشتند که ابابکر را از منبر رسول خدا (صلی الله علیه و آله) پائین بیاورند ولی پس از مشورت با امام علی بن ابیطالب (علیه السلام) تصمیم به تذکر به ابابکر نسبت به حق مسلم حضرت امام علی (علیه السلام) را گرفته و در آن روز که روز جمعه بود به دور منبر جمع شده و یکی یکی به ایراد سخن پرداختند.


خلاصه کلام اصحاب :
خالد بن سعید: پس از انذار این سخن پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را بیان نمود که حضرت فرمودند: الا ان علی بن ابیطالب (علیه السلام) امیرکم بعدی و خلیفتی فیکم بذالک اوصانی ربی...
همانا پس از من امیر و خلیفه شما علی بن ابیطالب (علیه السلام) است، پروردگارم مرا به این سفارش کرده است...
سلمان فارسی: او بلند شده و بازبان فارسی گفت (کردید و نکردید و ندانید که چه کردید ) و سپس ادامه داد: ای ابابکر هنگام پیشامد های مجهول به چه کسی تکیه خواهی کرد و چون از جواب پرسش درمانده شوی به که پناه می بری و در تقدم بر کسی که از تو دانا تر و به پیامبر صلی الله علیه و آله نزدیک تر و به تاویل قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله عالم تر است چه عذر و بهانه ای داری ؟...

ابوذر غفاری: او نیز گفت: همه شما می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: خلافت پس از من از آن علی بن ابیطالب علیه السلام و پس از او متعلق به دو فرزند او حسن و حسین و سپس به فرزندان پاک و طاهر نسل من خواهد رسید...
مقداد بن اسود: ای ابابکر از ظلم و تجاوز دست بردار و بر گناهت گریه نما و کار خلافت را به صاحب اصلی آن واگذار، تو خود از بیعتی که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم از تو و ما و سایر امت گرفته با خبری...
بریده اسلمی: انا لله و انا الیه راجعون، این چه صدمه ای است که حق از باطل تحمل می کند ای ابابکر آیا فراموش کرده ای یا خود را به فراموشی زده ای، آیا به یاد نمی آوری که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم در زمان حیاتش مارا امر فرمودند که: علی بن ابیطالب علیه السلام را به لقب امیرالمؤمنین بخوانیم؟...
عمار بن یاسر: ای گروه مسلمانان اگر می دانید که هیچ و الاّ بدانید که اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به کار خلافت سزاوارترند خصوصاً علی علیه السلام که از همه به پیامبر نزدیکتر، ولی و سرپرست شماست.
ابی ابن کعب: ای ابابکر حقی را که خداوند برای غیر تو قرار داده انکار مکن و پیش از دیگران با رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم درباره وصی و برگزیده او مخالفت منما.
خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین: ای مردم آیا می دانید که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شهادت مرا به جای دو نفر می پذیرفت گفتند آری. گفت: پس بدانید که شهادت می دهم که خود از زبان رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که فرمود: اهل بیت من میان حق و باطل را جدا می کنند و آنان ائمه و پیشوایان شمایند که باید به ایشان اقتدا شود.
ابوالهیثم بن تیهان: ای ابابکر من شهادت می دهم که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم چون علی را در غدیر خم به مردم معرفی فرمود، گروهی از انصار گفتند: منظور پیامبر از این کار فقط برای خلافت بوده و برخی دیگر گفتند: منظور پیامبر این بوده که پس از وی علی عهده دار موالی (بردگان آزاد شده) او باشد، و در این باب بحث بالا گرفت، تا این که ما مردمانی از خودمان را نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستادیم تا منظور ایشان را جویا شوند، پس فرمود به ایشان بگویید:«علی سرپرست همه اهل ایمان بعد از من است و او خیر خواه ترین مردم برای امت من است» این بود تمام آنچه من شاهد و گواه آن بودم، پس هر که می خواهد ایمان بیاورد و هر که خواهد انکار نماید، همانا روز جدایی-یا داوری- وعده گاه ما است.
سهل بن حنیف: من شهادت می دهم که رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را در همین مکان مسجد النبی صلی الله علیه و آله وسلم دیدم در حالی که دست علی بن ابیطالب علیه السلام را گرفته بود می فرمود: ای مردم این علی پس از من امام شما و وصی من در زمان حیات و بعد از مرگم می باشد، او است ادا کننده بدهکاری هایم و برآورنده وعده هایم و هموست که از همه زودتر در کنار حوض با من مصافحه می کند پس خوشا به حال کسی که از او پیروی نموده و یاریش کند و وای بر کسی که از او تخلف نموده و وی را تنها گذارد.
عثمان بن حنیف: از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیدم که می فرمودند اهل بیت من ستارگان اهل زمینند پس بر ایشان مقدم نشوید پس تنها ایشان سرپرستان شمایند. مردی به پا خواسته و گفت: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم اهل بیت شما کیانند؟ فرمود: (علی و الطاهرون من ولده.) علی و پاکان از فرزندان او...
ابو ایوب انصاری: ای بندگان خدا در رعایت حق اهل بیت پیامبرتان از غضب خداوند بپرهیزید، شما بارها از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شنیده اید که می فرمودند: اهل بیت من بعد از من امامان شمایند و در این حال اشاره به علی بن ابیطالب می فرمودند... 
امام صادق علیه السلام فرمودند: پس ابابکر که جوابی نداشت گفت: سرپرست شما شدم در حالی که بهترین شما نبودم، مرا رها کنید.
عمر نیز با کلامی تند ابابکر را از منبر پایین آورده و تا سه روز هیچکدام به مسجد نیامدند تا اینکه عمر و خالد بن ولید و سالم مولی خدیفه و معاذ بن جبل همراه چند هزار نفر با شمشیرهای برهنه ابابکر را به مسجد آورده و عمر رو به اصحاب حقیقی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم کرده و گفت: ای یاران علی اگر کسی از شما مانند روز گذشته حرفی بزند سرش را از تن جدا خواهیم کرد...(احتجاج طبرسی1/184و بحار الانوار28/189)
2- ابی بن کعب در دفاع از مقام خلافت حقه حضرت اسد الله علی بن ابیطالب علیه السلام و رد غاصبین در میان خطبه ابابکر قیام کرده شروع به صحبت کرد و این جملات خلاصه دفاع ابی بن کعب است:
ای گروه مهاجرین و انصار آیا فراموش کرده اید و یا خود را به نسیان زده اید آیا نمی دانید رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم علی را به عنوان جانشی برای ما قرار دادند و فرمودند:
من کنت مولاه فهذا علی مولاه و من کنت نبیه فهذا امیره.
هر کس که من مولای اویم پس علی مولای اوست و هر که من پیامبر اویم علی علیه السلام امیر اوست.
و در ادامه فرمودند: ای علی تو برای من چون هارون برای موسی هستی، اطاعت از تو بر همه بعد از من واجب است همان طور که اطاعت از من در حیاتم واجب است.
همچنین فرمودند: شما را نسبت به اهل بیتم سفارش خیر می کنم، از ایشان جلو نیفتید و ایشان را امیر کرده و بر ایشان امیر نشوید.
و در پایان فرمودند: که ای علی تو هدایت کننده گمراهانی...(بحار الانوار29/40) 
از این احادیث به جز اینکه متوجه اعتراض عده ای از اصحاب راستین رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت به دستگاه خلافت می شویم این نکته را نیز به خوبی درمی یابیم که ایشان نه تنها حدیث غدیر را برای خلفاء و دیگر اصحاب متذکر شده اند بلکه از حربه های دیگر و روایات گوناگون درصدد راست نمودن کجی صدر اسلام و به هدایت در آوردن گمراهی عظیم اصحاب، استفاده کرده اند.
و بی تردید ایشان آن اصحاب حقیقی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بودند که در شأنشان نازل شده است: 
محمد رسول الله و الذین آمنوا معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم (فتح/29)
و در باره ایشان است:
الذین یبتغون الرسول النبی الامیّ (اعراف/157)
و بر ایشان باید دعا کرد و گفت:
ربنا اغفر لنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان. (حشر/10)

ایشان تلاش خویش را در هدایت جامعه به عمل آوردند و لیکن سودی به حال مردم غفلت زده و دل مرده نبخشید.
البته این تذکر، یادآوری و راهنمائی کردن، فقط منحصر به زمان سقیفه و خلافت ابابکر نمی شود بلکه در شورایی که به خلافت عثمان منجر شد حضرت علی علیه السلام فضایل و حقانیت خویش را بر امر خلافت بیان فرمود ولی آنجا هم گوش ها کر و چشم ها کور و قلب ها مُهر خورده بود.
حضرت باقر محمد بن علی علیه السلام فرمودند: امام علی علیه السلام در شورا یک یک فضایل خویش را بر شمردند و فرمودند:
شما را به خدا قسم آیا در بین شما کسی جز من یافت می شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را به امر خدا در غدیر خم به خلافت منصوب کرده باشند آن زمان که فرمود: «من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» همگی به اتفاق گفتند: نه. (احتجاج طبرسی1/279)

خلاصه آنكه اين موضوع (غدير خم) در نظر علماى اهل سنّت نيز ثابت و محقّق است و از متواترات و مسلميات است(احمد بن حنبل اين حديث را از چهل طريق روايت كرده و ابن جرير طبرى از هفتاد و چند طريق و جزرى مقرى از هشتاد طريق و ابن عقده از يكصد و پنج طريق و ابو سعيد سجستانى از يكصد و بيست طريق و ابوبكر جعابى از يكصد و بيست و پنج طريق و در تعليق(حاشيه) هدايت العقول ص 30 از امير محمد يمنى (يكى از شعراى غدير در قرن دوازدهم هجرى) يكصد و پنجاه طريق براى آن ثبت گرديده است.). و ما اينك نام راويان حديث غدير را بصورت کاملتر از قول علامه امینی از کتاب شریف الغدير فى الكتاب و السنه و الادب، ج‏1بخش‏اول، ص 40 برایتان نقل میکنیم: لازم به ذکر است تمامی این اسامی با مشخصات کامل و با نقل منابع که عمدتاً از منابع معتبر اهل سنت است در کتاب آمده، اینک تنها به نقل اسامی اکتفاء میگردد.

راويان حديث اعلای غدير خم از صحابه پيغمبر (صلی الله علیه و آله وسلم)
1- ابو هريره دوسى
2- ابو يعلى انصارى 
3- ابو زينب بن عوف الانصارى
4-أبو فضالة الأنصاری
5- ابو قدامه انصارى
6- ابو عمرة بن عمرو بن محصن انصارى
7- ابو الهيثم بن 
8- ابو رافع 
9- ابو ذويب خويلد (يا خالد) پسر خالد بن محرث 
10- ابوبكر بن ابى قحافه 
11- اسامة بن زيد بن حارثه 
12- ابىّ بن كعب انصارى 
13-أسعد بن زرارة الأنصاری
14-أسماء بنت عمیس الخثعمیّة
15- ام سلمه زوجه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله
16- ام هانى بنت ابى طالب سلام اللّه عليهما
17- ابو حمزه انس بن مالك انصارى خزرجى
18- براء بن عازب انصارى 
19- بريدة بن خصيب ابو سهل 
20- ابو سعيد ثابت بن وديعه انصارى خزرجى مدنى.
21- جابر بن سمرة بن جنادة، أبو سلیمان السوائی
22- جابر بن عبدالله الأنصاری
23- جبلة بن عمرو الانصارى
24- جبير بن مطعم بن عدى قرشى نوفلى 
25- جرير بن عبد اللّه بن جابر بجلى 
26- ابوذر جندب بن جنادة 
27- أبو جنیدة جندع بن عمرو بن مازن الأنصاری
28- حبّه (بفتح حاء و تشديد با) ابن جوين ابو قدامه عرنى (بضم عين و فتح راء) بجلى 
29- حبشى (بضم حاء) ابن جنادة السلولى 
30- حبيب بن بديل بن ورقاء 
31- حذیفة بن أسید أبو سریحة
32- حذیفة بن الیمان الیمانی
33- حسان بن ثابت
34- امام مجتبى حضرت حسن السبط صلوات اللّه عليه 
35- امام حسین شهید
36- ابو ايّوب خالد بن زيد انصارى
37- ابو سليمان خالد بن وليد بن مغيرة المخزومى 
38- خزيمة بن ثابت انصارى ذو 
39- ابو شريح خويلد (بنابر مشهور) ابن عمرو الخزاعى 
40- رفاعة بن عبدالمنذر الأنصاری
41- زبير بن عوام قرشى 
42- زيد بن ارقم انصارى 
43- ابو سعيد زيد بن ثابت 
44- زيد يزيد بن شراحيل انصارى
45- زید بن عبدالله الأنصاری
46- ابو اسحاق سعد بن ابی وقاص
47- سعد بن جناده عوفي (پدر عطيه عوفي
48- سعد بن عباده انصارى خزرجى 
49- ابوسعید سعد بن مالک الانصاری
50- سعید بن زید القرشی
51- سعيد بن سعد بن عباده انصارى
52- ابو عبد اللّه سلمان فارسى 
53- ابو مسلم سلمة بن عمرو بن اكوع 
54- ابو سليمان سمرة بن جندب فزارى
55- سهل بن حنيف 
56- ابو العباس سهل بن سعد الانصاری، الخزرجی، الساعدی
57- ابو امامه صدى ابن عجلان 
58- ضمیره الاسدی
59- طلحة بن عبيد 
60- عامر بن عمير نميرى.
61- عامر بن ليلى بن ضمره
62- عامر بن ليلى غفارى 
63- ابو الطفيل عامر بن واثله 
64- عايشه دختر ابى بكر بن ابى قحافه (زوجه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله)
65- عباس بن عبد المطلب بن هاشم عموى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله
66- عبد الرحمن بن عبد رب انصارى
67- ابو محمّد عبد الرحمن بن عوف قرشى زهرى 
68- عبدالرحمن بنیعمر الدّیلی
69- عبد اللّه ابن ابى عبد الاسد مخزومى
70- عبد اللّه بن بديل بن ورقاء سيّد خزاعه 
71- عبد اللّه بن بشير مازنى
72- عبد اللّه بن ثابت انصارى
73- عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب هاشمى 
74- عبدالله بن حنطب القرشی، المخزومی
75- عبد اللّه بن ربيعه
76- عبدالله بن عباس
77- عبد اللّه بن ابى اوفي علقمه اسلمى 
78- ابو عبد الرحمن عبدالله بن عمر بن الخطاب 
79- ابو عبد الرحمن عبد اللّه بن مسعود 
80- عبالله بن یامیل
81- عثمان بن عفّان
82- عبيد بن عازب انصارى (برادر براء بن عازب)
83- ابو طريف عدى بن 
84- عطية بن بسر
85- عقبة بن عامر جهنى 
86- أمير المؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللّه عليه
87- ابو اليقظان عمار بن ياسر
88- عماره الخزرجی، الانصاری 
89- عمر بن ابى سلمة بن عبد الاسد مخزومى ربيب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله) 
90- عمر بن الخطّاب
91- ابو نجيد عمران بن حصين خزاعى 
92- عمرو بن حمق خزاعى 
93- عمرو بن شراحيل
94- عمرو بن عاص
95- عمرو بن مرّة الجهنى ابو طلحه (يا ابو مريم)
96- فاطمه صديقه (سلام اللّه عليها) دختر پيغمبر بزرگ صلّى اللّه عليه و آله
97- فاطمه بنت حمزه بن عبد المطلب
98- قيس بن ثابت بن شماس انصارى
99- قيس بن سعد بن عباده انصارى خزرجى
100- ابو محمّد كعب بن عجره انصارى 
101- ابو سليمان مالك بن حويرث 
102- مقداد ابن عمرو كندى زهرى 
103- ناجية بن عمرو خزاعى
104- ابو برزه فضلة بن عتبه اسلمى 
105- نعمان بن عجلان انصارى
106- هاشم مرقال ابن عتبة ابن ابى وقاص زهرى مدنى 
107- ابو وسمه وحشى بن حرب حبشى حمصى
108- وهب بن حمزه
109- أبو جحیفه وهب بن عبدالله السوائی
110- ابو مرازم (بضم ميم) يعلى بن مرّة بن وهب ثقفى.

علامه امینی در ادامه می فرمایند: اينها يكصد و ده تن از بزرگان ياران (صحابه) پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اند كه روايت آنها را درباره داستان غدير خم يافته‏ايم و شايد آنچه بدست نياورده‏ايم خيلى بيشتر از اينها باشد و طبيعت حال (نظر بخصوصياتى كه در اجتماع غدير خم وجود داشته) ايجاب ميكند كه راويان حديث مزبور چندين برابر نامبردگان باشند. زيرا آنان كه در آن روز باين داستان گوش فرا داده و آنرا درك نموده‏اند زياده بر يكصد هزار تن بوده‏اند و بالطبع اين گروه عظيم پس از بازگشت باوطان خود همه از اين واقعه سخن رانده‏اند، همانطور كه هر مسافرى پس از عود بوطن آنچه از حوادث مهم و غير عادى در طى مسافرت ديده بكسان و دوستان خود بيان ميكند، آرى اين گروه عظيم هم چنين بوده‏اند. و اين داستان تاريخى و مهم را همگى بازگو كرده‏اند. منتهى آنانيكه كينه‏هایى در دل داشته‏اند حقد درونى آنها مانع بوده از اينكه اين داستان مهم را از آنگروه بسيار نقل و اشاعه دهند! بنابراين، اين تعداد كه نام آنها برده شد، از جمله اشخاصى هستند كه اين واقعه را از آنجماعت نقل نموده‏اند، و چه بسيار كسانى هم كه پس از درك اين مجمع بزرگ و شنيدن اين امر مهمّ قبل از آنكه بوطن و مسكن خود برسند و يا پيش از آنكه موفق به بيان مشهودات و مسموعات خود شوند دست حوادث آنها را نابود ساخته يا در بيابان‏ها و پهنه صحراى حجاز مرگ گريبانشان را گرفته است. (موسوعه الغدیرج24ص41-144)
 

آیا این جواب ها شبهه مذکور را پاسخ نمی دهد؟
جمله آخر: امام صادق علیه السلام به یکی از اصحاب خویش فرمودند: وه که چقدر غصب حق علی بن ابیطالب علیه السلام عجیب است!!! او کسی بود که برای دفاع از حق خویش ده هزار نفر شاهد داشت ولی نتوانست حق خویش را بگیرد در حالی که هر کس حق خویش را با دو شاهد از دیگران می گیرد(احتجاج طبرسی1/279)

میانگین (0 آرا)
بحث و نظرات
شما نقش لازم برای دسترسی به اين پرتلت را نداريد