ویژه نامه شهادت حضرت حمزه علیه السلام
بسم الله الرحمن الرحیم

 

ویژگی‏های حمزه بن عبدالمطلب

نام حمزه که به معنای شیر ژیان است، به حق آینه تمام‏نمای خصلت‏ها و منش‏های والای شخصیت حضرت حمزه می‏باشد. او قامتی افراشته، قدی رسا، اعضایی در حد اعلای تناسب و اندامی چهارشانه داشت. ابن سعد درباره او می‏نویسد: «او مردی میان‏قامت بود؛ نه بسیار بلند قد و نه کوتاه».

حمزه در میان جوانان قریش در دلاوری و ارجمندی بی‏نظیر و در راست‏قامتی، آزادمنشی و ظلم‏ستیزی سرآمد همگان بود. حمزه در عین زیبایی اندام در درون سینه‏اش قلبی تپنده از شهامت و سلحشوری داشت.

 

روايا ت در فضل حضرت حمزه:

بدون شک حضرت حمزه، از محبوب‏ترین شخصیت‏هایی است که رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بیشترین محبت و علاقه را به آنان ابراز داشت و پیوسته فضیلت‏های آنان را برای همگان اعلام کرد. ابوالفرج اصفهانی در روایتی از رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله آورده که آن حضرت فرمود: «بهترین مردم، حمزه و جعفر و علی علیه‏السلام هستند».

  قال النبي صلي الله عليه و اله وسلم :من زارني و لم يزر عمي حمزه فقد جفاني.
حضرت فرمود: هر كس مرا زيارت كند و عمويم حمزه را زيارت نكند پس بتحقيق بمن جفا كرده است. ( سفينه البحار ج2 ص 433 )

شيخ صدوق درعيون اخبارالرضا وامالي خود از امام رضا عليه السلام و امام صادق عليه السلام از نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم روايت مي كند كه فرمود:
محبوب ترين برادرانم نزد من علي بن ابي طالب عليه السلام و محبوب ترين عموهايم حمزه است. (بحار الانوار ج22 ص274 و275 ح19 و23 )......

مرحوم طبرسي دراعلام الوري ازعلي بن ابراهيم قمي صاحب تفسراينچنين آورده است كه: روزي ابو جهل لعنه الله عليه به ساحت قدس نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم جسارت نمود، بني هاشم جمع شدند. حمزه(عليه السلام ) از شكار بر مي گشت نگاه به جمعيت نموده، سوال كرد چه خبر است؟ شخصي گفت: ابوجهل محمد، صلي الله عليه واله وسلم را اذيت نموده است. حمزه غضب فرمود. بطرف بوجهل رفته وبا قوس(كمان) برسر وي كوفته واو راروي زمين كشاند بعد از آن حضرت حمزه به وحدانيت خداوند تبارك وتعالي و رسالت پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه واله وسلم شهادت داد واظهار مسلمانی نمود، وجود مقدس خاتم صلي الله عليه واله وسلم مسرور شدند. حضرت ابوطالب سلام الله عليه نيز خوشحال شده و اشعاري در اين مورد ايراد فرمود.) بحار ج18 ص 211(

عماد ين طبري در بشاره المصطفي از پيامبر اكرم صلي الله عليه واله وسلم نقل نمود كه فرداي قيامت هنگا ميكه محشر به محضر امير المومنين (علي محبيه السلام) آورده مي شود، مولا سوار بر ناقه است.در حاليكه حمزه در طرف راست او، جعفرطيار در طرف چب او، فاطمه سلام الله عليها پيش روي او و حسن و حسين ما بين آن دو هستند.( بحار ج 7 ص 331 ح 11 )

تفسيرفرات كوفي به نقل از پيامبراكرم صلي الله عليه واله وسلم فرمود: فرداي قيامت 4 لواء(پرچم) به من داده مي شود. پس لوائ حمد به د ست خودم و لوائ تهليل هم به علي و لوائ تكبير را به حمزه و لوائ تسبيح را به جعفر طيارمي دهم. (بحار ج8 ص7 ح11 )
وقتي مردي كه صاحب فرزند پسري شد وازحضرت خواست كه او را چه بنامد نبي اكرم صلي الله عليه واله وسلم فرمود:او را به محبوبترين اسمهاي نزد من حمزه نامگذاري كن . (كافي ج6 ص65 ح9.... (

كليني در كافي از امام باقر عليه السلام روايت مي كند: در جواب سعد كه پرسيد بني هاشم در قضاياي سقيفه كجا بودند حضرت مطالبي را بيان كردند. من جمله فرمودند: والله قسم اگرجعفر و حمزه بودند سقيفه سازان هرگز موفق نمي شدند.
)بحار ج28 ص 251 ح33وكافي ج8ص190 (

عن ابي جعفر عليه السلام قال: علي قائمه العرش مكتو ب حمزه اسدالله و اسد رسوله وسيد الشهدا .
امام پنجم سلام الله عليه فرمود : بر قائمه عرش نوشته شده است: حمزه شيرخدا و شير رسول خدا وسيد الشهدا است. (بصاير صفار وبحار ج 22ص 280ح35 )

حمایت‏های حمزه از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله

حضرت حمزه پیش از آنکه به دین اسلام بگراید، همواره پشتیبان رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بود. او در برابر مخالفان و بدخواهان اسلام و پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله قاطعانه می‏ایستاد و مانع اذیت و آزارهای آنان می‏شد. نقل شده است ابولهب برادر حمزه، یکی از دشمنان سرسخت رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به شمار می‏رفت که لحظه‏ای در اظهار دشمنی با اسلام و پیامبر فروگذار نمی‏کرد و پیوسته به آزار و اذیت رسول خدا می‏پرداخت تا جایی که خداوند سوره‏ای در نکوهش او و همسرش «ام جمیل» نازل فرمود. ابولهب در همسایگی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏زیست و پیوسته زباله‏ها و اشیای گندیده را کنار خانه پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏ریخت و بااین رفتار زشت، آن حضرت را می‏آزرد. روزی حمزه او را در آن حال دید. پس به طرفش رفت و زباله‏ها را از دستش گرفت و بر سر خود او ریخت و با این عمل، هم‏بستگی خویش را با رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نشان داد.

 

حمزه، مظهر رشادت و جهاد

حضرت حمزه در میدان نبرد از دلیری و شجاعت کم‏نظیری بهره‏مند بود. یکی از میدان‏های جنگ که صحنه‏های رشادت‏های حمزه را در دل خود ثبت کرد، میدان احد است. ابن سعد در کتاب خود می‏نویسد: «حمزة بن عبدالمطلب در احد با دو شمشیر پیش روی رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله می‏جنگید و همواره می‏گفت: من شیر خدا هستم و به دل دشمن می‏تاخت».

رزم حمزه با دو شمشیر، از ویژگی‏های او به شمار می‏رود و جز او دیگری را سراغ نداریم که با دو شمشیر نبرد کرده باشد. وحشی، قاتل حمزه درباره مبارزه بی‏نظیر او در میدان احد می‏گوید: «به خدا سوگند من حمزه را زیر نظر داشتم، در حالی که با شمشیر مردم را می‏شکافت و بر هیچ جنگاوری نمی‏گذشت مگر اینکه او را می‏کشت که از آن جمله یکی از بزرگان کفار، سباع بن عبدالعزی بود».

 

لقب سیدالشهداء

دلاوری‏ها و فداکاری‏های بی‏نظیر حمزه در راه اسلام چنان بود که پس از شهادت آن بزرگوار، پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله لقب سیدالشهدا، سرآمد شهیدان را بر او نهاد. مسلمانان هم از آن پس با این لقب از حضرت حمزه یاد می‏کردند. شخصی از امام صادق علیه‏السلام پرسید: «با اینکه امام حسین علیه‏السلام سیدالشهداء است، چرا به حضرت حمزه سیدالشهداء می‏گویند؟» امام در پاسخ فرمود: «حمزه سیدالشهدای تمام مردم، غیر از معصومین است، ولی امام حسین علیه‏السلام سیدالشهدای تمام عالم است».

 

زیارت مرقد حمزه

زیارت مرقد شهیدان همواره یاد آنها را زنده می‏کند و روحیه از خود گذشتگی و جهاد را در بین انسان‏ها تعالی می‏بخشد. از این رو، پیشوایان دینی ما همواره مسلمانان را به زیارت شهیدان و بزرگان تشویق می‏کردند. پس از جنگ احد که جمع زیادی از مسلمانان، از جمله حضرت حمزه به شهادت رسیدند، پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نه تنها خود شخصا همه ساله برای زیارت شهدا به عزم احد از مدینه خارج می‏شد و در برابر مرقد مطهر آنان، به ویژه عموی گرامیش می‏ایستاد و سلام می‏داد، بلکه همواره مسلمانان را به این امر سفارش می‏کرد، از آن جمله می‏فرمود: «کسی که مرا زیارت کند، ولی (مرقد) عمویم حمزه را زیارت نکند، به من جفا و بی‏مهری کرده است». همچنین در روایتی از امام صادق علیه‏السلام آمده که حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از رحلت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هفته‏ای دو بار به کنار قبور شهدای احد می‏رفت و در آنجا دعا و نماز می‏خواند. نیز ایشان از خاک قبر حضرت حمزه تسبیحی درست کرده بود و با آن ذکر می‏گفت

 

يا رب محمد عجل فرج محمد صلي الله عليه و آله و سلم
وفات حضرت عبدالعظیم حسنی
بسم الله الرحمن الرحیم

 

حضرت عبد العظیم حسنی

 

در سال 252 یا 255 هجری حضرت ابوالقاسم عبدالعظیم حسنی فرزند عبدالله بن علی بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام وفات یافته. ایشان از مشاهیر علما و از ثقات و فضلای محدثین است که در زهد و ورع زبانزد خاص و عام بوده و از امام جواد و امام هادی علیهم السلام روایت نقل کرده است . کتاب خطب امیرالمؤمنین علیه السلام و کتاب الیوم و اللیله از آثار آن بزرگوار است . جلالت و عظمت شأن آن بزرگوار از عرضۀ عقایدش خدمت امام زمانش حضرت هادی علیه السلام و تأیید آن حضرت دربارۀ آنها به وضوح پیداست.

ایشان به طور ناشناس وارد ری شد و از ترس بنی عباس در ساربانان در خانۀ یکی از شیعیان زندگی می کرد. تا هنگام وفات کسی متوجه نشد آن بزرگوار کیست ، تا اینکه بعد از وفات خواستند آن بزرگوار را غسل دهند نوشته ای در لباس او یافتند که نسب شریف خود را در آن نوشته بود . مرقد مطهرش در شهر ری مشهور است .

پدر آن حضرت عبدالله مشهور به " عبدالله قافه " است . "قافه" نام مکانی بود که جناب عبدالله از طرف پدر بزرگش جناب حسن بن زید حاکم آنجا بود .

همسر حضرت عبدالعظیم ، خدیجه دختر قاسم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام است . بعضی امامزاده قاسم شمال تهران را پدر خدیجه همسر حضرت عبدالظیم می دانند.

دختر آن حضرت سلمی است که حضرت عبدالعظیم علیه السلام او را به عقد محمد بن ابراهیم بن ابراهیم بن حسن بن زید بن حسن بن علی بن ابی طالب علیهم السلام درآوردو ثمرۀ این ازدواج سه پسر به نامهای عبدالله و حسن و احمد بود..

 

فرموده امام هادی علیه السلام درباره وی

ابوتراب رویانی از ابوحماد رازی نقل می کند که بر علی بن محمد علیهما السلام در" سِرِّمَن رَای" درآمدم، و او را از مسائل حلال و حرام پرسیدم ، مرا پاسخ گفت ؛  چون او را وداع گفتم فرمود:

" حماد ! اگر برای تومشکلی در دین پیش آمد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی بپرس و سلام مرا به اوبرسان"

سپس این امام بزرگواربرای او دعا کرد و دین او را درست خواند . صدوق به اسناد خود از وی می نویسد:

بر امام خویش علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفربن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام درآمدم. چون مرا دید فرمود:" مرحبا بر تو ای ابوالقاسم! تو به حق دوست ما هستی." گفتم:

" پسر سول خدا! می خواهم دین خود را بر شما عرضه کنم تا اگر پسندیده است بر آن ثابت بمانم تا خدا را دیدار کنم. " ، فرمود:

" بگو" . و چون عقیده خویش را عرضه کردم ، امام فرمود:" ابوالقاسم ، به خدا این دین خداست که آن را برای بندگانش پسندیده است ؛  بر آن پایدار باش . خدا تو را در دنیا و آخرت بر آن پایدار بدارد."

نظر و عالمان بزرگ شیعه درباره او

1-صدوق ، محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه، کتابی درباره این بزرگوار به نام " اخبار عبدالعظیم " دارد که در آن خبرهای منقول او را آورده ، او درباره عبدالعظیم چنین می نویسد:عابد ، پارسا و مرضی بود .

2-سید مرتضی، وی را با صفتهای" سید پارسا، عالم، زاهد، بلند مرتبت و بزرگ منزلت، ستوده و می نویسد:" از امامان ، امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام را درک کرد و شیعه از احادیث و روایات او تا کنون بهره برده است."

3-دانشمند رجالی مشهور، " نجاشی " در کتاب رجال خود ، داستان آمدن این سید بزگواربه ری ، به عبادت پرداختن و مخفی زیستن او را آورده ، سپس سلسله روایت خود را از وی از طریق احمد بن علی تا ابوتراب رویانی ذکر می کند و می نویسد: " عبدالعظیم بن عبدالله، همه روایتهای خود را برای ما نقل می کرد."

4-حسن بن یوسف بن علی بن مطهر معروف به علامه حلی در کتاب خلاصه درباره او چنین می گوید: " عالم ، عابد و پارسا بود"

بار الها! ما را نیز از مقربان درگاهت قرار ده.

   

پی نوشت ها:

مراقد المعارف

رجال نجاشی

ریاحین الشریعة

توحید، شیخ صدوق

مستدرک سفینة البحار

الذریعه، آقا بزرگ تهرانی

رساله صاحب بن عباد به نقل ری باستان

سبل الرشاد الی اصحاب الامام الجواد(ع)

 

يا رب محمد عجل فرج محمد صلي الله عليه و آله و سلم