آغاز دعوت خصوصى و سرى
دعوت رسول خدا و انذارى که در آغاز سوره مدثر بدان مامور گشت از محيط خانه و زندگى خود وى شروع شد و نخست على و همسرش خديجه به او ايمان آوردند و آنگاه پسرخوانده او زيد. اين دعوت خصوصى و سرى ادامه داشت تا اينکه قرآن پيامبر اسلام را مامور ساخت ابتداء خويشاوندان را به اسلام دعوت کند و در مرحله بعدى عموم مردم را.
در اين مدت که سه سال به طول انجاميد پيامبر (ص) مخفيانه با افراد تماس مىگرفت و همين امر سبب شد تا بيش از چهل نفر اين دين جديد را بپذيرند.(1)
در دعوت سري، پيامبر ابتدا دين اسلام را به نزديکان و تکتک افراد عرضه ميداشت و موضوع دعوت نيز ترک پرستش بتان و دعوت به پرستيدن خداي يگانه و برپايي نماز و عبادت در برابر آن يکتاي بي همتا بود. نخستين مسلمانان اين دوران حضرت خديجه و حضرت علي و ديگراني چون زيدبن حارثه _پسرخوانده پيامبر_ ، ابوبکربن ابي قحافه، عثمان بن عفان، زبيربن العوام، عبدالرحمان بن عوف، سعدابن ابي وقاص و طلحه بن عبيدالله بودند که از آنان به عنوان «سابقان اسلام» نام برده ميشود. يکي از وقايع مهم اين دوران اسلام آوردن ابوبکر بود. او که از افراد پرنفوذ مکه و قريش به حساب ميآمد، زمينه اسلام آوردن کساني چون عثمان، طلحه، زبير، سعدبنابي وقاص و عبدالرحمن بن عوف را فراهم کرد. دعوت سري 3 سال به طول انجاميد که در اين مدت قريب 40 نفر جذب دين اسلام شدند. سران بتپرست قريش در طول اين 3 سال چندان ترسي از اين جريان پيشرو نداشتند و به خيال اين بودند که به زودي به خاموشي خواهد گرائيد و لذا در برابر آن مقاومت نميکردند. البته مسلمين نيز براي جلوگيري از حساسيتبرانگيزي مشرکان، پوشيده از مردم، نماز ميخواندند. (2)
تبليغ در خانه ارقم
در اين مدت که حدود سه سال طول کشيد با اينکه ايمان به رسول خدا و انجام برنامه نماز در پنهاني و خفا صورت ميگرفت با اين حال برخوردهاي مختصري ميان تازه مسلمانان و مشرکين مکه اتفاق افتاد که از آن جمله روزي سعد بن ابي وقاص با جمعي از مسلمانان در گوشهاي به نماز مشغول بودند که چند تن از مشرکان سر رسيدند و به مسلمانان ناسزا گفته و به کار آنها خرده گرفته و عيبجويي کردند و مورد ملامت و سرزنش قرارشان دادند.
گفتگو ميان طرفين بالا گرفت و کم کم به زد و خورد کشيد، سعد بن ابي وقاص استخواني را که از فک شتري بود از زمين برداشت و به سر مردي از مشرکين زد و در اثر آن ضربت سر آن مرد بشکست و خون جاري گرديد، و اين نخستين خوني بود که به خاطر پيشرفت اسلام ريخته شد و مطابق نقل برخي از مورخين همين ماجرا سبب شد تا رسول خدا (ص) و پيروان او مدتي در خانه شخصي به نام ارقم بن ابي ارقم مخفي و پنهان گردند.(3)
مسلمان شدن بيش از چهل نفر
مورخين عموما گويند: پس از علي بن ابيطالب (ع) دومين مردي که به رسول خدا (ص) ايمان آورد زيد بن حارثه آزاد شده آن حضرت بود که چند سال قبل از ظهور اسلام به صورت بردگي به خانه خديجه آمد و رسول خدا (ص) او را از خديجهگرفت و آزاد کرد و همچنان در خانه آن حضرت به سر ميبرد و به عنوان پسر خوانده رسول خدا (ص) معروف شد.
زيد دومين مردي بود که به آن حضرت ايمان آورد و تدريجا با دعوت پنهاني رسول خدا (ص) گروه معدودي از مردان و زنان ايمان آوردند که از آن جملهاند:
جعفر بن ابيطالب و همسرش اسماء دختر عميس، عبد الله بن مسعود، خباب بن ارت، عمار بن ياسر، صهيب بن سنان ـ که از اهل روم بود و در مکه زندگي ميکرد ـ عبيدة بن حارث، عبد الله بن جحش و جمع ديگري که حدود 50 نفر ميشدند.
به عنوان مثالي ملموس:
اسلام جعفر بن ابي طالب
ابن أثير مينويسد که: «جعفر بن أبي طالب» اندکي بعد از برادرش «علي» اسلام آورد.روايت شده است که أبو طالب، رسول خدا صلي الله عليه و سلم و علي رضي الله عنه را ديد که نماز ميخوانند، و علي پهلوي راست رسول خدا ايستاده است، پس به «جعفر» رضي الله عنه گفت: صل جناح ابن عمک و صل عن يساره: «تو هم بال ديگر پسر عمويت باش و در پهلوي چپ وي نماز گزار» (1) پس جعفر بن أبي طالب در طرف ديگر رسول خدا به نماز ايستاد (2).و اسلام جعفر پيش از آن بود که رسول خدا به خانه «أرقم» در آيد و در آنجا به دعوت مشغول شود.(4)
حزب سري در مکه
پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله در مکه هنوز مامور به آشکار کردن رسالتخويش نبود، از اين رو اقدام به تاسيس «حزب سري» کرد. اين مرحله در کتابها به عنوان «دعوت پنهاني» نام يافته است که پيامبر اکرمصلي الله عليه وآله به طور خصوصي و سري با افراد مختلف تماس برقرار نمود، و آنها را به آيين نوراني اسلام دعوت کرد و به وسيله همين افراد، هسته مرکزي حکومتخود را تشکيل داد. شايد فلسفه اساسي دعوت سري اين بود که با دعوت سري دستبه تشکيل يک حزب قوي زده و به کمک آن بتواند ماموريتبسيار بزرگ و حساس خود را شروع کند.
مهمترين کاري که پيامبر در رابطه با تاسيس يک جامعه و حکومت توحيدي در مکه انجام داد، اين بود که: در مراسم حجبا گروهي از مردم مدينه که به مکه آمده بودند، ملاقات کرد و از آنها پيمان گرفت که او را ياري نمايند. اين گروه که رسما دعوت آن حضرت را پذيرفته بودند، تعهد کردند که وي را به مدينه دعوت کرده و ياري او را بر عهده بگيرند. اين کار زماني تکميل شد که گروهي ديگر از نمايندگان مردم مدينه با پيامبرصلي الله عليه وآله در عقبه (در نزديکي مني) ملاقات نمودند و با وي رسما به عنوان پيامبر و رهبر، بيعت کردند و پيمان دوستي ميان آنها منعقد شد، که در تاريخ به معاهده «عقبه اولي» شهرت يافت. (5)
پي نوشت
1. http://www.hawzah.net/Per/E/do.asp?a=ECCBBB1.HTM
2. http://www.ketab1.blogsky.com/?PostID=188
3. زندگاني حضرت محمد (ص)، رسولي محلاتي، سيد هاشم؛
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=8647
4. زندگاني حضرت محمد (ص)، رسولي محلاتي، سيد هاشم؛
http://www.hawzah.net/Hawzah/Articles/Articles.aspx?id=8648
5. http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?id=28392